الشريف المرتضى ( مترجم : رحيمى )
17
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى )
منظورم آغاز اسلام و دورههاى بيدارى و زندگى امروزمان است كه از صدها سال پيش پيوسته ، در معرض توطئههاى منحرفكننده و فروپاشنده بوده است . اما علىرغم تجاوزهاى آشكار بر ميراث علمى و گنجينههاى دانشمندان ، تعهّد در سوزاندن و غرق نمودن آن از سوى متجاوزان و چنگيزيان قديم و جديد ، مشعل فروزان آن تا روزگار حاضر ، خيرهكنندهء چشمها و به حيرتآورندهء خردها مانده است . به ياد اين بيت مىافتم كه : قد تنكر العين ضوء الشّمس من رمد * و ينكر الفم طعم الماء من سقم « 1 » به بيانى ديگر ، اين دشمنيها موجب محو و نابودى تاريخ نمىشود . هر اندازه كه بيشتر در گذشتهء [ خود ] غور كنيم ، به دانشمندان و انديشمندانى بزرگ و گرانقدر برمىخوريم كه نقش ايشان از هيچ انديشهاى پاك و نابود نمىشود . متفكرانى كه آثارشان معلقاتى طلايى [ بر جبين تاريخ ] بوده و نسلهاى ما تا امروز بدان افتخار و مباهات مىكنند . و اگر بخواهيم اين گنجينهها را برشمريم ، [ بىشك ] نخواهيم توانست گوهرهاى درشت و مرواريدهاى درخشان آن را به شمارش آوريم . و ما را بسكه فرزانهاى برجسته و اديبى شاعر از ميان ايشان برگزينيم تا به تنهايى ، تنگدستى و قحط مدارس و دانشگاههاى عصر حاضر را كفايت كند ، سينهء كتابخانهها را زينتى بخشد و واسطة العقد آن شود ، مرادم ، علم الهدى ، ذو المجدين ، على بن الحسين ، شريف مرتضى است . اما چرا و چگونه ؟ پس عنان قلم و كاغذ را رها مىكنيم تا به معرفى او بپردازند . نام و خاندان او سيد شريف ، ابو القاسم على پسر طاهر ذو المناقب ، ابو احمد حسين پسر موسى پسر محمد پسر موسى پسر ابراهيم پسر [ امام ] موسى كاظم ( ع ) پسر [ امام ] جعفر صادق ( ع ) پسر [ امام ] محمد باقر ( ع ) پسر [ امام ] على [ زين العابدين ( ع ) ] پسر [ امام ] حسين ( ع ) پسر [ امام ] على ( امير مؤمنان ( ع ) ) پسر ابو طالب - كه درود و تحيّت خدا بر همگى ايشان باد - با القاب مرتضى ، ذو المجدين ، و علم الهدى ، در علم ، حديث و شعر يگانهء روزگار خود و نمونهاى از فرهنگ كامل بود . پدرش با كنيهء ابو احمد و ملقّب به طاهر ، اجلّ ، ذو المناقب و أوحد ، بزرگ ، فقيه ، دانشمند
--> ( 1 ) - چهبسا كه چشم به سبب بيمارى ، نور خورشيد را انكار كند و دهان به خاطر بيمارى مزه آب [ گوارا ] را تلخ و بد داند .